توضیحات

اگنس‌ گری‌ اولین‌ رمان‌ آن‌ برونته‌ است‌ و داستان دختری از خانواده یک کشیش را روایت می‌کند که برای کمک به خانواده‌اش به تدریس در خانه‌های اشرافی می‌پردازد، اما با دشواری‌هایی رو به رو می‌شود… ماجرای اگنس بی‌شباهت به داستان زندگی «آن» نیست. آن‌ برونته‌، در رمان اگنس‌ گری‌ ما را با‌ خود همراه می‌کند، ما پا به پای او‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ استقلال،‌ رنج‌ می‌کشیم‌، در شادی‌هایش‌ شریک‌ می‌شویم‌، خوبی‌ها را دوست‌ می‌داریم‌، زشتی‌ها را نکوهش‌ می‌کنیم‌ و چون‌ او عشق‌ می‌ورزیم‌. «اگنس گری» بیش از هر چیز، داستانی است درباره عشق و خانواده. «اگنس گری با امیدواری بسیار به تدریس در خانه اعیان و اغنیا می‌پردازد و تصور می‌کند که اگر خودش را در زمانی به یاد بیاورد که هم‌سن‌ و سال شاگردهایش بود می‌تواند محبت و اعتماد آن‌ها را جلب کند. اما اوضاع به این سادگی نیست؛ با این حال، اگنس گری احساس‌هایی را تجربه می‌کند که تلخ و شیرین‌اند… رمان با این جملات آغاز می‌شود: «سرگذشت‌های واقعی همه گنجینه پند و عبرت‌اند، منتها در بعضی از سرگذشت‌ها پیدا کردن این گنجینه خیلی زحمت دارد و تازه پیدا هم که می‌شود، نتیجه آنقدر خالی و ناچیز از کار در می‌آید که آدم می‌بیند اصلاً به زحمتش نمی‌ارزد، من صلاحیت ندارم که بگویم سرگذشت من از این نوع است یا نه. گاهی فکر می‌کنم شاید به درد عده‌ای بخورد و عده‌ای هم شاید سرشان با آن گرم شود… من می‌خواهم رک و صریح چیزهایی را برای همه تعریف کنم که حتی به صمیمی‌ترین دوستم حاضر نیستم بگویم.»