توضیحات

کتاب «مجموعه اشعار نصرت رحمانی» دربرگیرنده‌ی تمام دفترهای شعر این شاعر معاصر است. رحمانی یکی از شاعران مهم در تاریخ ادبیات معاصر محسوب می‌شود. ناشر درباره‌ی کتاب آورده است: «نیما یوشیج در مورد شعر نصرت رحمانی، او که آبروی عشق است، این‌گونه می‌گوید: آقای رحمانی؛ من شعرهای شما را بارها در مطبوعات این شهر خوانده‌ام. اول دفعه قطعه‌ی “شب‌تاب” را که برای من خواندید، من نسبت به احساسات لطیف شما تحریک شدم. آن چیزهایی که در زندگی هست و در شعر دیگران سایه‌ای از خود نشان می‌دهد، در شعر شما بی‌پرده‌اند. اگر این جرئت را دیگران نپسندند، برای شما عیب نیست! ولی من نمی‌خواهم برای اشعار شما مقدمه نوشته باشم، دیوان شعر وقتی که مطالب قابل‌تفسیر و توضیح نداشت، شاید چندان محتاج به مقدمه نباشد. خود اشعار مقدمه‌ی ورود و تأثیر در فکر و روح دیگران است. از اینکه اشعار شما به بهانه‌ی اوزانی آزاد، وزن را از دست نداده و دست به شلوغی نزده است، قابل این است که گفته شود: تجدد در شعرهای شما با متانت انجام گرفته است! اگر در معنی تند رفته‌اید، در ادای معنی دچار تندوری‌هایی که دیگران شده‌اند نشده‌اید!» در یکی از شعرها می‌خوانیم: «دستهایمان/ بالای تخت به دیوار بر میادین شهر/ حتی بر دکمه‌های… جلیقه/ زنجیر بسته‌ایم و یک ساعت/ بی‌آنکه قبله‌نمایی به دست بگیریم/ در موجتاب آینه راندیم/ و… واماندیم/ زندان چه هست؟ جز انسان درون خود/ راستی که هیچ زندانی به کوچکی مغز نیست/ آری ما همه زندانیان خویش‌تنیم