توضیحات

اين نمايشنامه را نه عليه سياها‌، كه عليه سفيدها نوشته‌ام. در‌ آن كينه توزي مردي را بيان كرده‌ام كه محكوم به خفت و نوميدي است. چه بسا اين نمايشنامه به عضو كنشي جوانمردانه‌، انفجار يك روح شرير باشد. كسي چه مي‌داند‌‌؟ اما پيش از هر چيز‌، از شرارت يا- دقيق‌تر‌، قساوت – خيلي بد نگوييم ‌آن هم وقتي كه شرارت عليه خودش عمل كند. در هر صورت‌، شرارت از ‌آن رو كه تمايل دارد خود را در تخيل دنبال كند‌، مطمئن‌تر از حس جوانمردي مي‌تواند مبدا يك اثر هنري جوانمردانه قرار گيرد.