توضیحات

کتاب روز به خیر! و دو نمایشنامه دیگر که به همت محمد حفاظی ترجمه شده و رسیده است، دربردارنده سه نمایشنامه با عناوین روز به خیر!، آهای، بیرونی ها! و ازدواج با زنی لال است که به ترتیب به قلم امانوئل پلوسو، ویلیام سارویان و آناتول فرانس نگارش شده اند. مترجم هم چنین در پیشگفتار کتاب تاریخچه تئاتر آف-برادوی و آف-آف برادوی را ارائه نموده است.

نخستین نمایشنامه مصاحبه بانویی متمول و سالخورده با جوانی جاه طلب برای به دست آوردن شغلی نامعلوم است…

گزیده ای از کتاب

دختر      فکر می کنی اگر با تو بیام خوش شانس میشی؟

جوان      معلومه، من جوون خوب ناقصی ام. اونچه که احتیاج دارم یه همدم خوبی مثل توست. درست نیست که مدام تو خیابونا ول بگردم تا شاید کسی به تورم بخوره. آدم باید یه مونس تمام وقت -یعنی همیشگی- داشته باشه؛ به خصوص زمستونا که هوا سرده؛ و بهار که هوا محشره؛ و تابستون که هوا گرم و عالیه و می شه شنا کرد- خلاصه تو بارون و برف و آب و هوای جورواجوری که هرکس باید پیش از مردن تجربه شون کنه. باید کسی رو که درست و بی شیله پیله اس داشته باشی؛ کسی که تو رو بفهمه؛ کسی که گرچه می دونه داری اشتباه می کنی اما باز هم دوستت داشته باشه. می دونستم که اشتباه می کنم اما دوست نداشتم مثل خر کار کنم؛ چه کار سخت چه کار آسون -فرقی نمی کرد. کاری که باید بکنم اینه که شانس بیارم- همیشه. اون وقت نه احساس می کنم آدم گندی ام و نه از کسی متنفرم. اگه باهام بیایی بهترین آدمی می شم که تا حالا کسی دیده . دیگه کار اشتباه یا خلاف نمی کنم. می دونی که وقتی به اندازه کافی پول داشته باشی دیگه کار خلاف نمی کنی. آدم درست و سر به راهی می شی. پول زیادی به دست میارم و تو خوشگل ترین و بی نظیرترین دختر دنیا می شی. وقتی تو سانفرانسیسکو بازو در بازو قدم بزنیم و مردم برگردن و نگاهمون کنن احساس غرور می کنم.

دختر      فکر می کنی برگردن و نگاهمون کنن؟

جوان      البته! وقتی لباس شیک بپوشم و تو هم کنارم باشی معلومه کتی که مردم چشم از ما بر نمی دارن، چون یه زوج تو دل برو می بینن.

دختر      کتی؟

جوان      آره، از این به بعد اسم تو کتیه. تو اولین دختری هستی که کتی صداش می کنم. این اسم رو واسه دختر خوبی مثل تو نگه داشته بودم؛ قبول؟

دختر      قبول.