توضیحات

این کتاب به شرح زندگی راسپوتین و روابط احساسی و عاطفی او که فردی رعیت زاده و بی بهره از سواد بود اما رابطه ای نزدیک با ملکه ی روسیه برقرار کرد در اختیار می گذارد. مجموعه دو جلدی حاضر بر خلاف دیگر آثاری که راسپوتین را دستمایه ای برای خلق محتوایی مبتذل قرار داده اند، زندگی پر رمز و راز و تاثیر گذار این راهب عیاش! را بی هیچ جانب گرایی و با رعایت عدل و انصاف به تصویر کشیده و از نقش او در سیاستگذاری های داخلی و خارجی روسیه تزاری در سال های پایانی قدرتش پرده برداشته است. نویسنده برهه ای از تاریخ را با روایت زندگی جذاب راسپوتین به نمایش می گذارد.

گزیده ای از کتاب :

من سعی کرده ام همه چیز را با جزئیاتش بیان بکنم، و صبورانه به شهادت های دوستان و دشمنان راسپوتین اشاره کرده ام. اما دو مسئله ای که در آغاز وجود داشت، همچنان سر جای خود وجود دارد. راسپوتین واقعا که بود؟ و برای خانواده سلطنتی چگونه آدمی بود؟

با این حال، یک چیز روشن است: راسپوتین از نوع شخصیت تارتوف نبود که حسابگرانه با موعظه های روحانی خودش سر مردم کلاه بگذارد و فریبشان بدهد. تارتوف یک شخصیت اروپایی بود. اما شخصیت راسپوتین به طرز رازآمیزی یک شخصیت آسیایی و به مراتب پیچیده تر است و رازش هم مقداری عجیب تر.

من اندیشه های راسپوتین را به تفصیل در این کتاب نقل کرده ام. آیا این اندیشه ها خداجویانه بودند و واجد درون بینی و شفافیت معنوی؟ حالا می توانم جواب بدهم که بله اندیشه های راسپوتین واجد همه این ویژگی ها هم بود.

اما درباره آن زنان خیابانی، آن «خانم کوچولو» های بی پایان، و آن «احمق» های وفادار، که گذارشان به آن «اتاق ویژه» می افتاد و در حالتی نیمه مجنونانه مذهب و گناهان نفسانی را با هم قاطی می کردند، چه می توان گفت؟ می توانم جواب بدهم که بله این چیزها هم وجود داشت.