توضیحات

«تک و تنها در پاریس و مجموعه داستان‌های دیگر» آخرین کتاب جوجو مویز (-۱۹۶۹)، نویسنده و روزنامه نگار انگلیسی است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

نل ساک خود را روی صندلی پلاستیکی در ایستگاه قطار تکان می‌دهد و برای صدمین‌بار به ساعت دیواری نگاه می‌کند. او گهگدار به درِ ورودی اتوماتیکی که کنار می‌رود، چشم می‌دوزد. با بازشدن در، خانواده‌ای وارد می‌شود. ظاهراً از طرفداران پروپاقرص کارتون‌های والت دیزنی هستند ـ با کالسکه بچه، کودکانی که جیغ و داد می‌زنند و پدر و مادری که خیلی بی‌خوابی کشیده‌اند ـ و به طرف سالن انتظار گیتِ عزیمت می‌روند.

از نیم ساعت پیش قلبش به‌شدت به تالاپ تولوپ افتاده بود و احساس کرد قفسه سینه‌اش تیر می‌کشد. نل زیر لب گفت: «اون میاد، به هرحال میاد. هرطور شده خودشو میرسونه.»

«ترن ۹۰۵۱ پاریس، ده دقیقه دیگر از سکوی شماره ۲ حرکت می‌کند. لطفاً به طرف سکو بروید و فراموش نکنید همه چمدان‌هایتان را با خود ببرید.»

نل لبش را گاز گرفت. سپس دوباره برایش پیامک فرستاد ـ بار پنجم.

«کجا هستی؟ ترن داره حرکت می‌کنه!»

نل وقتی می‌خواست راه بیفتد دوبار برایش اس‌ام‌اس فرستاده بود؛ می‌خواست خیالش راحت شود که در ایستگاه قطار همدیگر را می‌بینند. وقتی از او جوابی دریافت نکرد، پیش خود فکر کرد چون در زیرزمین بوده پیامش را نگرفته است، شاید هم هنوز در زیرزمین است. او سومین پیامک را فرستاد و چهارمین را.

نل در ایستگاه منتظر بود که تلفنش لرزید. کمی خیالش راحت شد.

«عزیزم عذرخواهی می‌کنم؛ محل کارم و سرم شلوغه، نمی‌تونم خودمو برسونم.»

انگار برای خوردن یک نوشیدنی فوری و فوتی قرار گذاشته بودند! نل با ناباوری به تلفنش زل زد.

«نمی‌تونی خودتو به ترن برسونی؟ باید منتظرت بمونم؟»