توضیحات

خلاصه رمان «۱۹۸۴» از این قرار است که در جهان نیمه‌متحد ۳ قدرت بزرگ وجود دارند. این قدرت‌ها جهان را میان خود تقسیم کرده‌ و هرکدام به شیوه‌های شبیه به هم دنیا را اداره می‌کنند. شخصیت اصلی این رمان مردی به نام وینستون اسمیت است. او در جامعه‌ای زندگی می‌کند که مفاهیمی چون عشق حقیقت ندارند و هرچه حزب می‌گوید درست است.

وقتی «۱۹۸۴» خلق شد، آن را اثر ناشی از توهم و تصور نادرست، تصادفی و عامدانه پنداشتند. آن را پیش‌گویی خواندند و به همین دلیل مردودش شمردند چون تا سال ۱۹۸۴ هنوز پیش‌گویی‌های این کتاب محقق نشده بودند بلکه فقط برمبنای احتمال‌های تفکیک‌ناپذیر از ماهیت جامعه در زمانی که نگارش این کتاب به پایان رسید، می‌شد آن‌ها را استنتاج کرد. اورول درباره این رمان به جولین سایمون نویسنده پیشگفتار چاپ‌شده در این ترجمه، گفته بود که عنوان اثر، زمان اتمام آن را مشخص می‌کند که دو رقم آخرش جابه‌جا شده است. به تعبیر جولین سایمون، این کتاب، آن‌طور که برخی گفته‌اند، علمی تخیلی نیست و بر سوسیالیسم هم نتاخته است؛ امری که اورول منکرش بود.

شرایط مشقت‌بار و سخت زندگی روزمره در رمان «۱۹۸۴» از آن‌چه که اورول در سال ۱۹۴۸ اطرافش می‌دید، گرته‌برداری شده است. دو سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، جیره گوشت که همواره هم نصیب مردم نمی‌شد از دو بُرش کوچک در هفته بیشتر نمی‌شد، نان سیاه و سیب‌زمینی‌های یک‌چشم را سهمیه‌بندی کرده بودند و … .اورول در جوانی عمیقا تحت تاثیر بینش آرمان‌شهرگرایانه اچ.جی.ولز بود و به تعبیری می‌توان ۱۹۸۴ او را نقطه مقابل نگرش ولز دانست؛ توام با بسیاری از چاشنی‌هایی که او برای آینده‌ای آرمانی متصور شده بود و در رمان مورد نظر، در مقام ابزاری در خدمت دنیایی استوار بر بردگی مطلق به کار رفته‌اند.