توضیحات

 

 

 

آلبر کامو هرگز قضاوت نمی‌کند، «تنها راه نشان» نمی‌دهد، فلسفه برای زندگی نمی‌آورد. او تنها برخی از منهیات اخلاقی خود را ـ که مثل بشریت قدیم است ـ با خواننده در میان می‌گذارد، پس می‌نویسد: هنرمند قاضی نیست، سرباز بشریت است.

«شهربندان» نمونه روشنی از منش اجتماعی و اخلاقی اوست. در این جا کامو ـ متأثر از سرنوشت اروپای بعد از جنگ ـ اندیشه سیاسی خود را نسبت به نظام‌های گوناگون که هر کدام بخشی از ارزش‌ها و حقوق انسان را زیر پا می‌گذارند بیان می‌دارد.

نمایشنامه‌ای می‌نویسد و در آن سیاست عقیم و بی‌انصاف بلوک بندی‌های «شرق و غرب» را در جامعه واحدی ـ به مثابه کل راهبرد سیاسی آنان، در تمام جوامع معاصر ـ به تماشا می‌گذارند. و در عین حال با تمهید هنرمندانه‌ای خود را نیز از باتلاق سیاسی بالاتر قرار می‌دهد.

مناقشاتی که در پی نمایش این اثر برپا شد و موضع‌گیری کامو در برابر مخالفان و خرده‌گیران، روشنگر این معناست. در این باب نویسنده در دیباچه‌ای که بر ترجمه انگلیسی نمایشنامه هایش آورده، چنین می‌نویسد:

این نمایشنامه، هنگامی که اول بار در پاریس به صحنه آمد، مورد بی‌اعتنایی هماهنگ منتقدان قرار گرفت. در حقیقت نمایشنامه‌های اندکی از چنین لطف آزاردهنده‌ای برخوردار شده‌اند. بیشتر افسوس من این است که «شهربندان» با تمام نقائصش، بیش از تمام نوشته‌هایم، به من شباهت دارد».