توضیحات

کتاب حاضر، تربیت کوروش یا زندگى کوروش، در راه به کرسى نشاندن این طرز فکر نگاشته شده است. گزنوفون با این کتاب، آتنِ دموکرات اما فقیر و پریشان روزگار و گرفتار جنگ همیشگى با اسپارت را با ایران آباد و ثروتمند و بزرگ و یگانه ابرقدرت جهان مقایسه مى‌کند و نتیجه را به خواننده مى‌سپارد که دلیل ثروت و عزت ایران آن است که کوروش، شهزاده‌ى نیک‌نهاد و نیک‌خواهِ مردم بر آن فرمان مى‌راند و درماندگى آتن از آن‌روست که توده‌ى مردمِ تعلیم ندیده بر آن حکم مى‌رانند و یکصد سال بعد، ارسطو، که پیرو همین اندیشه است به تربیت الکساندر مقدونى مى‌کوشد و مستبد نیک‌سیرت خود را در وجود آن شهزاده مى‌جوید. نفوذ فلسفى کزنوفون و کتاب زندگى کوروش وى را حتی در نوشته‌ى قرن شانزدهمى (The Prince) (به فارسى شهریار) اثر انریکو ماکیاولى نیز مى‌توان جست.

گزنفون زندگى کوروش را در سال‌هاى پایانى زندگى نوشته و افزون بر بازتاباندن دیدگاه فلسفى خود در این کتاب، تجربه‌هاى ارزش‌مند خویش را در آموزش و پرورش، لشکرکشى و هنرهاى جنگ، داورى دشمنان و نقش سخن و سخنورى در رهبرى جامعه و بسیاى موارد بااهمیت دیگر را به افسانه‌یى شیرین درآمیخته و در اختیار خواننده نهاده است